محمد ابراهيم سبزوارى
125
شرح گلشن راز ( فارسى )
باشند ما را دلالت بر حق تعالى « 1 » مىكنند . « 2 » حديث شريف هرچند پيش ذكر شد « 3 » ، اما هو المسك ما كرّرته يتضوّع : « بك عرفتك و انت دللتنى عليك و دعوتنى اليك » . چه جاى گفتگوى جبرئيل است بدان كه مراد به جبرئيل عقل فعال است كه مخزن اسرار حكيم عليم است : « و ان من شىء الا عندنا خزائنه و ما ننزّله الا به قدر معلوم » . تمام مطالب معقولهء كليهى علوم و صور « ما كان و ما يكون الى يوم القيمة » در او موجود است . نفس ناطقه از اثر رياضات و مجاهدات شرعيه چون متصل به او شد ، از او كسب معقولات مىكند و به خزينهى خود كه قوهى حافظه باشد مىسپارد ، كه هروقت توجه كند اخذ نمايد . « 4 » فرشته گرچه داد قرب درگاه اولا بدان كه فرشته با ملايكه دو اسم مترادفند كه شامل يك مسمّى است ؛ مثل انسان و بشر . بعد بدان كه ملايكه درجات و مقامات دارد از ملايكهى علّامه « 5 » و ملايكهى عمّاله « 6 » ، كه اوّل اشرف از ثانى است . چنان كه رسيده است : « و للملائكة « 7 » مقامات معلومة « 8 » منهم ركّع لا يسجدون و منهم سجّد لا ينصبون » . و ملائكه - على اىّ نحو كان - قرب درگاه حق دارند ؛ از باب آن است كه ايشان نور صرفاند و تشابهشان بيشتر است به نور الانوار از موجوداتى كه مركب از نور و ظلمت و مجمع ملك و شيطاناند ، چون افراد انسان . چنانكه گفتهاند در حقّش : « آدمىزاده طرفه معجونيست * از فرشته سرشته وز حيوان »
--> ( 1 ) . شا : ( تعالى ) را ندارد . ( 2 ) . شا : مىكند ( 3 ) . پا : شده ( 4 ) . شا : كند ( 5 ) . شا : عماله ( 6 ) . شا : علامه ( 7 ) . پا : للملائكة ( 8 ) . پا : معلوم